شهادت امام حسن عسکری (ع)

----------------------------------------------------

----------------------------------------------------

 

قاب

ای که چون شمع به پیشِ نظرم آب شدی

ای پدر جان تو بگو بهرِ چه بی تاب شدی

 

مگر از دستِ عدو زهرِ جفا نوشیدی

در میانِ شبِ ماتم زده ، مهتاب شدی

 

ای که از سوز عطش در برِ من می‌سوزی

گشتی خاموش مگر تشنه ، تو سیراب شدی

 

بسکه پیچیده‌ای از درد در این حجره‌ی سرد

روی دستِ پسرت ای پدرم خواب شدی

 

دیدم آن لحظه ز من روی چو برگرداندی

خون به لب داشتی و مَحرَمِ خوناب شدی

 

ای خداوند، قسم بر تو یتیمی سخت است

عاقبت نام من از چوبِ غمش قاب شدی

 

پدرم مهدیِ گریانِ تو تنها و غریب

در جهان ماند ولی گوهرِ کمیّاب شدی

 

سوگنامه

آفتاب روز هشتم ربیع الاول در حال طلوع بود، که آفتابی پرفروغ از دیگر سو غروب می‌کرد. او یازدهمین پیشوای آسمانی مردمان، حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بود، که شمع وجودش پس از 28 سال پرتوافشانی به خاموشی می‌گرایید. در سالروز شهادت آن امام بار دیگر زمین و آسمان در عزای سلاله‌ای پاک از خاندان نبوی سوگوار است، تا با گریه و فغان بر مظلومیت آن امام همام با فرزندش حضرت ولی عصر عجل اللّه فرجه هم ناله شود. شهادت امام عسکری علیه السلام را بر دادگستر جهان، امام زمان عجل‌الله‌فرجه، و تمام رهروان راه آن حضرت، تسلیت می‌گوییم.

 

لقب عسکری

از آن جا که امام یازدهم علیه السلام، همراه با پدر بزرگوارشان، امام هادی علیه السلام، به شهر سامراء، پایتخت خلافت عبّاسی، منتقل شده، و در آن جا در محله «عسکر» سکونت اجباری داشتند «عسکری» نامیده شدند. کنیه ایشان «ابومحمّد» و بیشتر مردم، آن حضرت و پدر و جدّ ایشان را ملقّب به «اِبْنُ الرِّضا» (فرزند امام علی بن موسی الرضا علیهماالسلام) می‌نامیدند. از دیگر القاب آن حضرت، "زکیّ" به معنی پاکیزه است.

 

پدر و مادر

پدر ایشان، امام هادی علیه السلام، و مادرشان، بانوی پارسا و شایسته، حدیثه است، که امام عسکری در دامان پاک ایشان متولد و پرورش یافت. این بانوی بزرگوار از زنان مومنه و نیکوکار بود. در فضیلت این بانو همین بس که پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام تا مدتی پناهگاه و نقطه اتکای مومنان، در آن مقطع زمانی بسیار بحرانی و پر اضطراب بود.

 

سامراء یادآور قیامت

وقتی خبر شهادت امام عسکری به مردم سامرا رسید، غم بر سر مردمان شهر سایه افکند. «ابن صباغ مالکی»، یکی از دانشمندان اهل سنّت، در این باره می‌نویسد: وقتی خبر درگذشت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام منتشر شد، سامراء به حرکت درآمد و سراپا فریاد و فغان و ناله گردید. بازارها تعطیل و مغازه‌ها بسته شد.

بنی هاشم، أُمرای لشکر، قاضیان شهر، شعرا، و سایر مردم برای شرکت در مراسم تشییع پیکر مطهّر امام عسکری حضور یافته بودند. سامراء در آن روز یادآور صحنه قیامت بود.

 

توطئه طاغوت

پس از شهادت امام عسکری علیه السلام، معتمد، خلیفه وقت عباسی برای آن که وانمود کند که از آن امام، فرزندی باقی نمانده است، دستور داد تا میراث آن حضرت را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کنند. او بدین وسیله می‌خواست مسلمانان را از وجود امام بعدی ناامید کند. غافل از این که مردم عقیده داشتند که از امام عسکری علیه السلام فرزندی باقی مانده است که امامت را به عهده خواهد گرفت؛ زیرا عده ای از شیعیان فرزند خردسال امام را در زمان حیات ایشان دیده بودند.

پس از شهادت امام عسکری علیه السلام، معتمد، خلیفه وقت عباسی برای آن که وانمود کند که از آن امام، فرزندی باقی نمانده است، دستور داد تا میراث آن حضرت را میان مادر و برادرش جعفر تقسیم کنند.

اقامه نماز

جنازه مطهّر و نورانی امام عسکری را در حیاط خانه اش کفن کرده و در تابوت گذاشته بودند. برادر آن حضرت، جعفر کذّاب، پیش رفت تا بر جنازه امام نماز گزارد. وقتی که خواست تکبیر نماز را بگوید، ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی که دندان های پیشینش قدری با هم فاصله داشت، بیرون آمد. و لباس جعفر را گرفت و او را کنار کشید و گفت: «عمو! کنار برو، من باید بر پدرم نماز گزارم». جعفر در حالی که قیافه اش دگرگون شده بود، کنار رفت و آن کودک برجنازه امام نماز خواند. او کسی نبود جز حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف؛ زیرا معصوم باید بر معصوم نماز گزارد. سپس حضرت را در خانه خود در کنار قبر پدرش امام هادی علیه السلام به خاک سپردند.

 

محدودیت و شدت فشار بر امام

ولادت امام حسن عسگری (ع)

خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسبت به امامان دریغ نمی‌کردند. این محدودیتها در عصر امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم السلام به اوج خود رسیده، در زمان امام یازدهم شدت بیشتری یافت؛ زیرا، در زمان ایشان پیروان اهل بیت به صورت یک قدرت عظیم درآمده بودند، و این گروه حکومت عباسیان را مشروع و قانونی نمی‌دانستند، و معتقد به امامت فرزندان علی علیه السلام بودند. در آن زمان ممتازترین شخصیّت این خانواده، امام عسکری بود. از طرف دیگر، طبق روایات بی شمار، مهدی موعود که تار و مار کننده همه حکومت های خودکامه است، از نسل پیشوای یازدهم است. به این جهت خلفای عباسی پیوسته مراقب زندگی ایشان بودند.

 

زمینه سازی غیبت حضرت مهدی عجل‌الله‌فرجه

یکی از فعالیتهای امام عسگری، آماده سازی مردم برای پذیرش غیبت امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه شریف بود؛ از این رو ایشان، کمتر با مردم تماس می‌گرفت، و جز نوّاب و یاران خاص خود، کسی را به حضور نمی‌پذیرفت و فقط به واسطه آنان مشکلات دینی مردم را حل می‌کرد. آن حضرت گاه دستورهای دینی خود را به وسیله نامه هایی، به علما می‌نوشت. امام عسکری با عمل به چنین شیوه ای قصد داشت زمینه غیبت فرزندش امام مهدی عجل‌الله‌فرجه را آماده کند و مردم را به دوری امام عادت دهد به گونه ای که غیبت امام زمان عجل‌الله‌فرجه برای آنان غیرمعمول و ناآشنا نباشد.

 

معرفی امام بعد از خود به یاران خاص

احمدبن اسحاق، یکی از یاران و اصحاب خاص امام عسکری می‌گوید: به حضور ابومحمّد، حسن بن علی عسکری علیه السلام رسیدم و خواستم درباره جانشین بعد از ایشان سئوال کنم. پیش از سئوال من، حضرت فرمودند: «ای احمدبن اسحاق به درستی که خداوند از خلقت حضرت آدم علیه السلام تا هنگام برپایی قیامت، زمین را از حجّتِ خود برخلق خالی نگذاشته و نخواهد گذاشت. خداوند به سبب حجّت الهی بلا را از اهل زمین دور می‌سازد و به برکت او باران فرو می‌بارد». پرسیدم: یابن رسول اللّه، پس امام بعد از شما کیست؟ در این هنگام امام باعجله برخاست و به درون خانه رفت. سپس همراه کودکی سه ساله ـ که صورتش همانند ماه شب چهارده می‌درخشید ـ بیرون آمد، آن گاه فرمود: «ای احمد بن اسحاق، اگر برای خدا و حجتهایش عزیز نبودی این فرزند را به تو نشان نمی‌دادم».

امام عسکری علیه السلام با چنین شیوه‌هایی، بارها جانشین بر حق خود را به یاران و اصحاب خویش معرفی می‌کردند.

--------------------------------------------------------------------------------------------

انشاالله خدای مهربان مرا مورد شفاعت آن حضرت (ع)  وجزو یاران آقا

 امام زمان عج قرار دهد

----------------------------------------------------------------------------

/ 5 نظر / 6 بازدید
ستاره

سلام....من چندتاازمتنهات راخوندم .......ولی نفهمیدم مگه خواهرتون کجاهستن؟.........جالبه....به خواهرتون حسودیم شد......کاش برادرهای منم مثل شمابودن...شادباشید....بای

نسیم

سلام از حضور گرمتون متشکرم[گل

محمد

سلام شما هم بفرمایید جشن در خدمت باشیم