سلام
وقتی صبح ها می خوام برم
مثل هر روز صدقه میذارم
100 صلوات برای سلامتی........و آبجی
و خواهر همسری می فرستم
و...........................
سلام به خواهر نازنینم
بخاطر جریان دیروز و امروز
فشار عصبی عجیبی رو تحمل کردم
امروز ، انگاری قلبم درد گرفته
ای کاش زودتر گرفتاریهات تموم بشه
سلام به خواهر نازنین خودم
نمیدونم چرا امشب دلم هوای نوشتن کرده،
اونم برای تو 
الان چشمانم رو بزور باز نگه داشتم 
درسته از دستت دلگیرم
ولی چیکار کنم ؟
هرگز نمی تونم از دستت ناراحت باشم
فقط تا نخوابیده بگم که :
همیشه بیادتم 
مثل همیشه 
سلام به خواهر جان مهربانم 
الهی که درد و بلات، بجون من 
دلم خیلی برات تنگ شده ،
انشاالله که بزودی ببینمت 
اما آبجی جونم ، یادته وقتی وبلاگتو درست کردم
اولین نفری که اومد نظر داد ، چه کسی بود؟
کسی که در شادی ما شاد شدند
و در ناراحتی مون ، ناراحت شدند
و همیشه برای سلامتیت دعا کردند
و در طول این دو سال هرگز تنهامون نذاشتند
حتی زمانیکه که نتونستی وارد نت بشی
خواهر جان ،
ستاره خانم رو که می شناسی 
حتما یادت مونده 
فردا سالروز تولدشونه 
و من از این خبر بسیار بسیار خوشحال شدم
یقین دارم وقتی خودت هم بفهمی
خیلی خوشحال میشی
پس من هم از طرف خودم و هم از طرف خودت، به
ستاره خانم عزیز که الان دیگه مثل خواهر کوچیکه
ما هستند، این روز رو بهشون تبریک عرض میکنم
و امیدوارم که بزودی بهمه آرزو های شیرینشون برسند
آبجی ستاره :
تولدت مبارک 


انشاالله 120 ساله بشید 
سلام به خواهر نازنینم
امیدوارم الان حالت بهتر شده باشه 
از دیشب دوبار برات نوشتم ،ولی همشون پرید
نمیدونم چی شد 
دلم خوش بود که بزودی میبینمت ولی انگار قسمت نشد 
خواهر جان :
تو که تازه دوران نقاهت قبلیت تموم شده بود
چی شد اینقدر زود دوباره اقدام کردی ؟ 
چی بگم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
فقط می تونم برات دعا کنم
و بیادت باشم